• امروز : یکشنبه - ۱۳ آذر - ۱۴۰۱
  • برابر با : 11 - جماد أول - 1444
  • برابر با : Sunday - 4 December - 2022
5
یادداشت/ صدیقه صباغیان

اسب سرکش کرونا بی رحمانه می تازد/ هنوز اندر خم یک کوچه ایم

  • کد خبر : 5200
  • 05 اردیبهشت 1400 - 14:10
اسب سرکش کرونا بی رحمانه می تازد/ هنوز اندر خم یک کوچه ایم
بیش از یک سال از شیوع کرونا می گذرد و تصمیمات کارشاسی نشده و سایت گذاری های نسنجیده مسئولین، مردم را سردرگم و کلافه کرده و این ویروس سرکش نیز همچنان قربانی می گیرد و ما اندرخم یک کوچه ایم.

به گزارش پایگاه خبری دیده بان البرز، صدیقه صباغیان در یادداشتی آورده است: ویروس کرونا این روزها به قدری نام آشناست که نیازی به توضیح و تفسیر ندارد. تقریبا تمام مردم دنیا به نوعی با این ویروس منحوس آشنا هستند و مدتی است با آن زندگی می کنند. برخی به آن مبتلا شده اند و عده ای دیگر استرس دارند که کی و چگونه با آن درگیر خواهند شد.

برخی با ساده انگاری به راحتی به زندگی خود ادامه می دهند و برخی دیگر عاجز و ناتوان روی تخت های بیمارستان با این ویروس چموش دست و پنجه نرم می کنند و در حال جدال بین مرگ و زندگی هستند. صدای نفس های کادر درمان خسته تر از همیشه به گوش می رسد، دیگر نایی برایشان نمانده است.

سال ۱۴۰۰ دومین سالی است که این ویروس، سایه خود را بر زندگی مردم افکنده و همچنان حرف های ضد و نقیض در مورد نحوه سرایت آن به گوش می رسد و آن چه که مردم را بیش از همه سر در گم و کلافه کرده بی تدبیری ها و چاره اندیشی هایی است که از سوی مسئولان به چشم می خورد و به گوش می رسد.

اوایل سال گذشته از سوی مسئولین بهداشتی مطرح شد کرونا از طریق سطوح، مواد غذایی و بسته بندی ها به سرعت منتقل می شود، مردم دور همی و مهمانی برگزار نکنند، همه مراقب باشند، دستکش، ماسک و الکل استفاده کنند، استفاده از ماسک برای همه نیاز نیست و فقط افراد دارای علائم سرماخوردگی ماسک بزنند.

تاکید بر شستشو و ضدعفونی کردن به حدی زیاد شد که برخی از مردم روز و شب به فکر تهیه مواد ضدعفونی کننده، الکل، دستکش و ماسک بودند. داروخانه ها به یک باره از ماسک، الکل و دستکش خالی و بازار پر شد از مواد تقلبی. عده ای انگار زودتر از چاره اندیشی برای خلاصی از کرونا به فکر تقلب افتادند و به هر دری زدند تا سودی به جیب بزنند.

کرونا برای عده ای طنزی بیش نیست

برخی از مردم آنقدر با مواد ضدعفونی کننده خو گرفتند که ریه های سالم خود را نیز درگیر کردند و راهی مراکز درمانی شدند. آمار آرام آرام بالا رفت تا جایی که طبق آمارها کرونا در ایران هر سه دقیقه یک قربانی می گرفت اما در این میان بودند کسانی که کرونا برایشان طنزی بیش نبود و یک گوششان در بود و دیگری دروازه.

راه ها مسدود، مدارس تعطیل، کار در ادارات با حضور حداقل کارمندان، پاساژها و مراکز تفریحی بسته و مردم چاره ای جز در خانه ماندن نداشتند. اوایل خانواده ها خیلی متوجه ضربه ای که قرار است آن ها را ناکار کند نبودند اما کم کم مهار اسب سرکش کرونا سخت و زندگی ها سخت تر شد.

قرنطینه ها آغاز شد و خانواده ها مدت زمان زیادی را به اجبار در کنار یکدیگر سپری کردند و همین امر سبب افزایش درگیری ها، تنش ها و در نتیجه خشونت های خانگی شد، تا جایی که آمارها نشان می داد تماس با اورژانس اجتماعی در اوایل سال ۹۹ نسبت به مدت زمان مشابه در سال ۹۸، افزایش ۱۰ برابری داشته است که نگران کننده بود.

اسب سرکش کرونا همچنان می تاخت و آمار مرگ و میر بالا می رفت. هر کس عزیزی را از دست می داد اجازه برگزاری مراسم یادبود نداشت و باید این بار غم را به تنهایی به دوش می کشید. نگرانی ها از جایی بیشتر شد که رد تازیانه های کرونا بر پیکره خانواده ها از دور نیز مشخص بود.

با اعمال محدودیت ها توسط مسئولین و رعایت پروتکل ها توسط مردم، کرونا در سراشیبی افتاد و آمار کم کم رو به کاهش رفت و مردمی که دوران سختی را پشت سر گذاشته بودند به ظاهر نفس راحتی کشیدند، با باز شدن مغازه ها، کسبه به محل کار خود بازگشتند و چرخ زندگی همچنان چرخید و چرخید.

اواخر همان سال بود که تحقیقات جدیدی آغاز شد و نتیجه آن، عدم انتقال ویروس از طریق سطوح و مواد غذایی را نشان می داد و مردمی که همچنان هاج و واج از این تحقیقات و نتایج آن ها بودند باز هم با خوشحالی به خیابان ها آمدند، رستوران ها و مغازه ها مملو از مردمی شد که ماه ها هیچ تفریحی نداشتند، همه با خیال راحت خرید می کردند و تنها راه انتقال را از طریق تنفس می دانستند.

افزایش آمار قربانیان کرونا، نتیجه سیاست گذاری های نسنجیده 

اتخاذ تصمیمات کارشناسی نشده و دمدمی مزاجی های دولتی که سابقه خوبی در تصمیم گیری های جدی این مملکت نداشت مردم را کلافه کرده بود. با کاهش آمارها، تمام اماکن را باز و مجدد با افزایش آن، همه جا را تعطیل می کردند. از هشدارهای وزیر بهداشت نگوییم که فریاد می زد کرونا در کمین است، راه ها را باز نکنید، اما کو گوش شنوا؟

واضح است که این سیاستگذاری های نسنجیده، نتیجه ای جز افزایش آمار، اعمال مجدد محدودیت ها، قرنطینه های اجباری و مشکلات اقتصادی و در پی آن، افزایش خشونت های خانگی ندارد. جالب تر از همه اینجاست که در این شرایط سخت و طاقت فرسا به جای تفکر در یافتن راه حلی موثر و کارآمد، هر کس به دنبال مقصر می گردد و تریبونی برای رفع اتهام خود پیدا می کند.

نوروز امسال زمانی که محدودیت های کرونایی لغو و راه های استان ها باز شد مشخص بود فاجعه انسانی در کمین است اما چطور مسئولین مربوطه این موضوع را متوجه نشدند، خدا می داند. البته شاید هم نخواستند که متوجه باشند. این روزها جان مردم یک طرف و جریمه ها طرف دیگر ترازوی کرونا قرار دارند.

سوالاتی که بی جواب مانده اند 

مگر می شود راه ها را باز گذاشت و از مردم خواست مسافرت نروند؟ مسئولین محترم مگر نمی دانستید ترددهای نوروزی چنین فاجعه ای را رقم خواهد زد؟ چرا هر بار که آمار افزایش می یابد ابتدا به فکر تعطیلی مشاغل می افتید؟ آیا به این فکر کرده اید که صاحبان مشاغل آزاد هزینه های سنگین زندگی های خود را چگونه تامین کنند؟

چه حمایت هایی از سوی دولت برای جبران خسارت های مالی این قشر انجام شده است؟ آیا پرداخت تسهیلات یک میلیون تومانی به مردم جواب این همه حفره های مالی در زندگی آن هاست؟ آیا به زندگی و آینده مردی که او را تهدید می کنید اگر مغازه اش را باز کند جریمه می شود فکر کرده اید؟ قطعا خیر…

آیا به همین سادگی که فرمان تعطیلی صادر می کنید برای تامین نان شب همان پدر شرمسار از خانواده فکری کرده اید؟ خودتان اقساط بانکی او را بخشیده اید که از مالک می خواهید اجاره مغازه اش را ببخشد؟ قبوض خدماتی را نیم بها کرده اید که از مردم می خواهید در خانه بمانند؟ اینترنت را ارزان تر و پرسرعت تر در دسترس گذاشته اید که مردم را به کسب و کار مجازی دعوت می کنید؟

مگر نه این است که انتقال این ویروس از راه تنفس سریع تر اتفاق می افتد؟ پس چگونه پس از این فاجعه ای که رخ داده تردد خودروهای شخصی ممنوع شده و اتوبوس های بین شهری و مترو همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند؟ آیا خطر ویروس در خودروهای شخصی بیشتر است یا در مترو و اتوبوس های در بسته و شلوغ؟ سوالات فراوانی همچنان بدون پاسخ مانده اند…

لزوم آموزش مدیریت بحران به مردم

در چنین شرایطی که مشخص نیست تا چه زمانی سایه این بیماری بر زندگی مردم سنگینی خواهد کرد، بهتر است زمینه برای آموزش مدیریت بحران در خانواده ها فراهم و راه های رسیدن به آرامش بهتر و بیشتر آموزش داده شود تا در آینده با نسلی مواجه نشویم که والدین از درد ترکش های این روزها برای آن ها بگویند؛ آن زمان دیگر خیلی دیر شده است …

دیگر زمان «چه خواهد شد؟» گذشته و باید به فکر«چه باید کرد؟» باشیم. مردم خسته از سنگینی بار مشکلات اقتصادی تاب و تحمل شنیدن نصیحت من و شما را ندارند. اسب سرکش کرونا همچنان می تازد و عده ای هنوز اندرخم یک کوچه اند…

چه خوب است نهادهای دولتی به جای اعمال جریمه های سنگین و ایجاد ترس و وحشت در مردم که نتیجه ای جز افسردگی نسل امروز و آینده نخواهد داشت، چتر حمایت خود را بر سر خانواده های آسیب پذیر بیشتر بگسترانند و با تأمین بخشی از نیازهای مالی از آن ها بخواهند در خانه بمانند.

فراموش نکنیم قرار بود کرونا را شکست بدهیم، نه مردم را!!!

انتهای پیام/

 

 

لینک کوتاه : https://didebanealborz.ir/?p=5200

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.