• امروز : یکشنبه - ۱۳ آذر - ۱۴۰۱
  • برابر با : 11 - جماد أول - 1444
  • برابر با : Sunday - 4 December - 2022
4
یادداشت/ مینا صدیقیان

زخم های صورت رنگ پریده ات گواه همه ناجوانمردی هاست

  • کد خبر : 11225
  • 15 آبان 1401 - 9:22
زخم های صورت رنگ پریده ات گواه همه ناجوانمردی هاست
دلم می خواست ساعت ها به تماشای صورت بی گناهت بنشینم و در این لحظات از نامردی روزگار برایت بگویم اما دیدم زخم های صورت رنگ پریده ات گواه همه ناجوانمردی هاست.

به گزارش پایگاه خبری دیده بان البرز، مینا صدیقیان به مناسبت شهادت بسیجی سید روح الله عجمیان در یادداشتی آورده است: دلم می خواست وقتی عکس های حضورت در معراج شهدا به دستم رسید، تصویرت را ادیت و منتشر کنم اما وقتی معصومیت چهره ات را دیدم چنان محو آرامشت شدم که دلم نیامد آن را به هم بزنم.

دلم می خواست ساعت ها به تماشای صورت بی گناهت بنشینم و در این لحظات از نامردی روزگار برایت بگویم اما دیدم زخم های صورت رنگ پریده ات گواه همه ناجوانمردی هاست؛ نمی دانم ردپای این همه ظلم، توسط کدام نامرد بر صورتت نشست.

نمی دانم چه کسی اولین بار خبر پرکشیدنت را به مادرت داد و این شیرزن در اولین لحظات چه بر دل و روحش گذشت اما می دانم که او یک مادر است و تاب دیدن صورت زخمی، سرد و بی روح پسرش را ندارد؛ این را از تماشای تصاویر بیقراری هایش متوجه شدم.

شاید ماه ها در دلش تو را در لباس دامادی تصور کرده و برای خودش هلهله کرده بود، شاید تصورش این بود که پسر خوش قد و بالایش آن شب خسته از نامردمی ها به خانه باز می گردد و از مادر می خواهد شانه های خسته اش را نوازش کند.

نمی دانم آن لحظاتی که زیر مشت ها و لگدهای نامردان به ظاهر مرد، جان می دادی، آن لحظه که پیراهنت را از تنت خارج و تن بی جانت را آماج حملات وحشیانه قرار داده بودند، مادرت چه حالی داشت؟ فقط می دانم که او یک مادر است و تاب شنیدنش را هم ندارد.

نمی دانم مادرت به فضای مجازی چقدر دسترسی دارد و آیا می تواند اوج نامردی را در آن ببیند؟ آیا می بیند که اجیرشدگان استکبار جهانی چگونه بر پیکر بی جان جوانانی می تازند که برای تامین امنیت خواهران و برادران خود، بدون سلاح پای در عرصه گذاشته اند؟

فقط می دانم تو با صورتی زخمی اما با آرامش کامل و آسوده از نامردی روزگار میان پارچه های سبز و گل های زرد آرمیده ای. برادر بسیجی ام، با همین صورت زخمی به سوی خداوند پرواز کن و گلایه این نامردان را به او بکن؛ بگو که چگونه با انواع سلاح های سرد به جانت افتادند و بدنت را زیر مشت ها و لگدهایشان کبود کردند.

برای تو و آرمان های روزگارم خوشحال و برای برخی ناراحتم که قدر نعمت غیرت شما را نمی دانند؛ همان هایی که نمی دانند کومله کیست، داعش کیست، معنای تروریست چیست، همان هایی که تو را جیره خور خواندند و کنار پیکر پاکت هلهله کردند و نوای شادی سر دادند.

خودت آن لحظه به یاد چه افتادی؟ کدام واقعه تاریخ برایت زنده شد؟ وقتی اولین قطره خونت بر زمین ریخت لبخند کدام معصوم را دیدی که دیگر روحت در قفس تن نگنجید و پرواز کرد؟ قطعا انتقام خون به ناحق ریخته تو نه تنها آرزوی مادرت، بلکه آرزوی همه مادران البرزنشین است که سه شبانه روز از قصه پر غصه تو خواب به چشمانشان حرام شده و تاب دیدن تصاویر لحظه پرکشیدنت را ندارند.

ما منتظر انتقام خون آرمان ها و روح الله ها می مانیم …

انتهای پیام/

لینک کوتاه : https://didebanealborz.ir/?p=11225

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.