• امروز : دوشنبه - ۱۴ اسفند - ۱۴۰۲
  • برابر با : Monday - 4 March - 2024
2
یادداشت/ صدیقه صباغیان

فریادهای بی صدایی که شنیده نمی شود

  • کد خبر : 21111
  • 17 مرداد 1402 - 7:30
فریادهای بی صدایی که شنیده نمی شود
آیا زمان آن نرسیده که فریادهای بی صدای خبرنگاران شنیده و درد دل های آنان پاسخ داده شود؟

به گزارش خبرنگار دیده بان البرز، صدیقه صباغیان به مناسبت ۱۷ مرداد و روز خبرنگار در یادداشتی آورده است: بارها و بارها شنیده ایم که خبرنگاری شغل نیست، هنر و عشق است؛ هنری که باید آن را عاشقانه دوست داشت تا بتوان در این مسیر گام های موثری برداشت و موفق شد. اما آیا تاکنون به نوع کار خبرنگاران و مشکلات و دغدغه های این قشر زحمتکش توجه کرده اید؟

به راستی خبرنگار کیست؟ تعاریف بسیاری را می توان برای این حرفه عنوان کرد اما آنچه بیش از همه مفهوم این واژه را تداعی می کند، حضور میدانی و پرجنب و جوش اصحاب قلم و رسانه در میادین و عرصه های مختلف اطلاع رسانی اخبار، رویدادها و وقایع روز و آگاهی بخشی به آحاد مختلف جامعه است.

این حرفه، عرصه های مختلفی دارد که بنا به موقعیت، خبرنگار را در حالت های غم و شادی، ترس و دلهره و یا افسوس و تنهایی قرار می دهد. یک خبرنگار واقعی گاهی برای تهیه یک گزارش از سارقان مسلح، قاتلان، مالخران، کلاهبرداران و شیادان، مجبور است دل خطر را بشکافد و در معرض دید تبهکاران و خلافکاران قرار گیرد.

گاهی برای تهیه گزارش میدانی از خسارات به جا مانده از بلایای طبیعی و حوادث، بی پروا وارد میدان می شود و بدون توجه به مخاطرات احتمالی، فقط و فقط به تهیه گزارش و ثبت تصاویر فکر می کند. در واقع می توان گفت خبرنگاری زمان و مکان نمی شناسد و خستگی و گرسنگی و تشنگی مانع کار یک خبرنگار واقعی نمی شود.

خبرنگار همان فردی است که وقتی برای پوشش برخی اخبار و برنامه ها به سالن یا مرکزی دعوت می شود که مسئولین در ردیف های جلو و وی آی پی، جا خوش کرده اند، او باید روی پا بایستد و لابلای جمعیت به دنبال یک صندلی خالی بگردد و هیچ کس حواسش نباشد که این فرد چگونه هم شنونده سخنرانی باشد و همزمان خبر را یادداشت کند و کیف و کوله اش را روی کدام زمین بگذارد؟

خبرنگار همان فردی است که هنوز در بسیاری از استان ها از جمله البرز، هیچ المانی به یاد رشادت ها و حضور به موقع او در صحنه ها ساخته و نصب نشده است و شاید هنوز حساسیت کار او به اندازه پرستار، آتش نشان، پدر یا مادر واضح نیست که کسی به این موضوع فکر هم نمی کند؛ نامگذاری یکی از میادین و خیابان های اصلی این کلانشهر که دیگر هزینه ای ندارد.

خبرنگار همان فردی است که اگر سخن حقی را بیان و جرمی را فاش کند، باید نگران روزهای آتی باشد و انتظار اخطار و توبیخ و گاهی میله های زندان را بکشد و اگر هم از دیدن و شنیدن ناحق صرف نظر کند باید آه و ناله مردم و به قولی ناسزا بشنود. خبرنگار همان کسی است که گاهی از اینکه فریادش به جایی نمی رسد خسته و دلزده می شود.

خبرنگار همان پدر یا مادری است که اگر بخواهد شرافتمندانه کار کند، حقوق ثابت، بیمه، بازنشستگی، منزل ویلایی و خودروی لاکچری برایش معنایی ندارد زیرا آن ها را لمس نکرده است. کارت های هدیه ۲۰۰ هزار تومانی که سال هاست تورم در آن ها هیچ تاثیری نداشته را کجای دلش بگذارد که شاید بتواند با هر یک از آن ها دو یا سه دفتر مشق برای فرزندش خریداری کند؟

خبرنگار همان کسی است که حتی حق الزحمه واقعی تایپ کردن ها و کرایه تاکسی هایش را هم دریافت نمی کند، همان کسی که مسئولین در دو مناسبت نوروز و روز خبرنگار او را یاد و در برخی موارد، برای افزایش گزارش های عملکرد خود مراسمی برگزار و تصاویر آن را ثبت و ضبط می کنند.

البته تمام موارد مذکور در مورد خبرنگاران و مسئولان صدق نمی کند، در این میان افراد باج گیر و نان به نرخ روز خوری هم یافت می شوند که با نقاب خبرنگار، به تعریف و تمجید مسئولان پرداخته و یا تخریب و تحقیر آنان را در راس امور خود قرار می دهند و از این طریق ارتزاق می کنند، در حالی که خبرنگاران واقعی برای اخذ مجوزهای لازم باید از هفت خوان رستم بگذرند.

و البته مسئولانی هم در جای جای این کشور خدمت می کنند که با سعه صدر پای صحبت های اصحاب رسانه می نشینند و با آرامش پاسخگوی دغدغه های آنان هستند. تامین مسکن این قشر خدوم و زحمتکش را در دستور کار خود قرار می دهند و پیگیر مشکلات روزمره و دغدغه های آنان هستند اما تعداد این مسئولین در هر شهر و استان، اندک است.

سال هاست مواردی از این قبیل اما تحت عناوین مختلف، توسط اصحاب قلم و رسانه بیان می شود اما آنچه مسلم است «گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است». آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده ایم که اگر خبرنگاران حتی یک روز دست از کار بکشند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا زمان آن نرسیده که حساسیت این حرفه سخت و پرمشقت مشخص شود؟

آیا زمان آن نرسیده که فریادهای بی صدای خبرنگاران شنیده و درد دل های آنان پاسخ داده شود؟ آیا زمان آن نرسیده که بیمه خبرنگاران تحت عنوان عشایر و روستائیان نباشد؟ هزاران آیا و چرای بی جواب در ذهن و اندیشه ماست که روز به روز بر تعداد آن ها افزوده می شود اما این قشر خدوم همچنان در مسیرهای پر پیچ و خم روزگار گام بر می دارند و منتظر فرجی هستند. خبرنگاران را دریابید …

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : https://didebanealborz.ir/?p=21111

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.